تصاویر منتخب

هنرمند مردمی مقابل هنرپیشه سلبریتی؛ برای مردم یا دشمن مردم؟

      جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۸

میهن خبرهنر مجموعه‌ای از احساس و ادراک زیبایی‌ها و حقایق و تبیین آن‌ها است و رهبر انقلاب هنر را حقیقتی بسیار فاخر و عطیه‌ای از جانب پروردگار می‌داند که مانند هر موهبت دیگر الهی، مسؤولیت‌ها و تکالیفی را برای صاحب آن به همراه می‌آورد، هنر، نوایی است که از فطرت انسانی بر جان‌ها می‌نشیند و راه راستی و درستی را به آدمی می‌نمایاند.

اصفهان به عنوان بخشی از خاک پرافتخار ایران دارای پیشینه تاریخی سترگی است که به واقع می‌توان آن را نصف‌جهان نامید چراکه شاخه‌های مختلف هنر را در اوج دارد و شکل‌گیری بعضی از رشته‌های هنری اساساً حاصل ابتکار و ذوق اصفهانی‌ها بوده و هست.

شعر و ادبیات یکی از شاخه‌های اساسی هنر محسوب می‌شود که بعضاً عرصه‌های دیگر هنر بر شالوده آن بناشده‌اند و سهم اصفهان در این زمینه بسیار قابل توجه است، نام محتشم کاشانی، صائب تبریزی، شیخ بهایی، جامی، هاتف اصفهانی و بسیاری دیگر از شاعران این خطه، هر کدام به تنهایی می‌تواند اعتباری برای یک کشور باشد.

سپیده کاشانی، نمونه‌ای از زنان بزرگ اصفهان

اصفهان در طول تاریخ در حوزه ادبیات و شعر حرف‌ها برای گفتن داشته و دارد و در دوران معاصر نیز سهراب سپهری، قاسم صرافان و سعید بیابانکی در زمره شاعران بزرگ قرار گرفته‌اند که بدانیم این نیمه جهان از فرهنگ و هنر خالی شدنی نیست، همچنین نام سپیده کاشانی در دفتر شاعران اصفهانی می‌درخشد چراکه نشانی از زنان بزرگ سرزمین ایران است که با حیا و تکیه بر تمدن ایران بزرگ، به جایگاه و درخششی رسیده‌اند که ظلمت مدعیان دروغین آزادی زنان را رسوا می‌کند.

اصفهان در عرصه موسیقی هم صاحب سبک است و هم تعداد خوانندگانش از شماره بیرون است، زاینده‌رود، پل خواجو و تنفس در هوای اصفهان به ذوق انسان بال و پر می‌دهد که در آسمان موسیقی به پرواز درآید و بخواند که «از شادی پرگیرم که رسم به فلک، سرود هستی خوانم در بر حور و ملک».

تاج موسیقی در اصفهان

استاد تاج اصفهانی، افسری بر سر موسیقی ایران زمین است که نوای بی‌نظیر او انسان را همسفر کبوتران می‌کند و شعر و ادبیات را به رقص در می‌آورد تا از نی و نیستان، داستان‌ها برایمان بخواند.

در سال‌های اخیر نام محمد اصفهانی و علیرضا افتخاری در لیست بزرگان موسیقی و آواز کشور خودنمایی می‌کند و کمتر اصفهانی و حتی ایرانی است که بارها نوای دلنشین این دو هنرمند بزرگ را نشنیده باشد و غم و شادی‌های خود را با آن‌ها به اشتراک نگذاشته باشد.

در عرصه سینما و فیلم هم اصفهان پرتلاش و مؤثر بوده و هنرمندان اصفهانی مانند حسن اکلیلی و جهانبخش سلطانی در آثار ماندگاری چون آقای گرفتار و یوسف پیامبر(ع)، جزو خاطرات ما شده‌اند همچنین نام محمدعلی کشاورز و سریال پدرسالار افتخار دیگری برای اصفهان است.

قلاده‌های طلا، گاهی بر گردن سیاست و گاهی هنر

یکی از جنجالی‌ترین شخصیت‌های هنری پس از انقلاب اسلامی، ابوالقاسم طالبی است که هنر را برای آرمان می‌داند و برای اعتقاد می‌سازد، از هنرمندنماها ناسزا می‌شنود و بازیگرش از موج‌سواری بر احساسات مردم، سیلی می‌خورد اما «قلاده‌های طلا» را می‌سازد و محکم پایان می‌ایستد.

هنرمند باید از ملت و سرزمینش، از اخلاق و انسانیت، از اعتقادات و ارزش‌ها بگوید که مسلماً وطن و مردمانش، بخشی از اعتقادات خواهند بود، والا اثرش تنها یک نمایش و بازی است و عروسک خیمه‌شب‌بازی می‌شود در دستان بیگانگان، شیطان‌های داخلی و خارجی و هوای نفس.

امثال این هنرمندان مردمی کم نیستند و نه فقط هم در اصفهان چراکه این خاک پرگهر، هنر و هنرمند می‌پروراند هرچند گمنام باشند و «سلبریتی» نشوند، اما سؤال اساسی این است که برخی هنرپیشه‌ها و افرادی که از راه هنر نان می‌خورند، چرا در اوضاع امروز کشور که دشمنان قدیمی ایران و ایرانی و حتی بشریت، تمام قد در مقابل ما ایستاده‌اند،‌ در نقش افسران دشمن به تهیه آتش در توپخانه آن‌ها مشغول هستند؟

انصراف برای مردم یا دشمن مردم؟!

شاید به حافظه ضعیف ما دل‌خوش هستند که در واقعه سقوط هواپیمای خطوط اوکراین، سه روز سکوت کردند و سخنی از تسلیت نبود اما همان سالی که شهریار فیزیک ایران، مجید شهریاری به دست دشمن‌ترین دشمنان این مردم ترور شد، شاد و خندان به روی صحنه اسکار همان جماعت رفتند و دو دستی جایزه را چسبیدند، به راستی مردم تغییر کرده‌اند یا سلبریتی‌ها؟

این در حالی است که با تأکید بر «هنرمند مردمی» این روزها تعدادی از بازیگران و مجریان نه چندان مطرح در اعتراض به آنچه که خیلی روشن نیست در حال کناره‌گیری از صدا و سیما و جشنواره‌های هنری هستند، باید از این بخش قلیل هنرمندان پرسید دقیقاً منظورشان کدام مردم است و آیا آن ۲۵ میلیون نفری که در ۵ شهر برای تشییع سردار سلیمانی به خیابان آمدند هم جزئی از مردم محسوب می‌شوند یا نه؟ همان مردم در داغ از دست دادن عزیزانمان در پرواز تهران-کی‌یف داغ دارند اما برخی که هویتشان در گرو مردم است شده‌اند نمک بر داغی که با داغ دیگری تازه شد.

هنرمند باید در کنار مردم خود باشد و بداند که افکار عمومی و احساسات مردم صحنه نمایش نیست و امنیت و آرامش این سرزمین را بازیچه جذب فالوور و سلبریتی تر شدند خود ندانند؛ تاریخ نشان داده آن‌هایی که فکر می‌کرده‌اند طرفداران بی‌شماری دارند و می‌توانند هر طور که خواستند عمل کنند، پس از مدتی جایگاه خود را از دست داده و به فراموشی سپرده شده‌اند.


تازه ترین مطالب

لیست تمام مطالب

تبلیغات

پربیننده ترین مطالب

مطالب منتخب استانها


 RSS